X
تبلیغات
شیطــــــان پرستان - مقاله ای کامل درباره ی شيطان پرستي در ايران
شرح چگونگی به وجود آمدن فرقه های شیطان پرستی و رواج آن در غرب و حتی ایـــــــــــــــران
از موسيقي تا جادو
شيطان پرستي در ايران
جام جم آنلاين: شيطان‌پرستي در ايران موضوعي است كه به ويژه در سالهاي اخير سخنان بسياري درباره آن مطرح شده و اخبار زيادي از دستگيري طرفداران آن انتشار يافته است اما واقعيت چيست؟، آيا ما شيطان‌پرستي داريم؟ و اصولا، شيطان‌پرستها چه مي‌گويند و چه مي‌خواهند؟ گزارشي را كه پيش رو داريد در ويژه‌نامه «سراب» ضميمه رايگان روزنامه جام‌جم كه امروز سه‌شنبه انتشار يافت، به چاپ رسيده است.

 از ابتداي پيدايش انسان تا به حال شيطان‌پرستي به شكل‌ها و گونه‌هاي مختلف وجود داشته است. به همين خاطر محققان براي تفكيك خصوصيات و ويژگي‌هاي آنها انواع مختلفي از آن را با نام‌هاي شيطان‌پرستي ديني، شيطان‌پرستي گوتيك، شيطان‌پرستي فلسفي و ... برشمرده‌اند.

شيطان‌پرستي رايج در دنيا در حال حاضر منسوب به تفكرات شخصي به نام آنتوان زندورلاوي است كه كليساي شيطان را در سال 1966 بنيان نهاده است.

در حال حاضر شيطان‌پرستي در دنيا توسط 3 دروازه يا بهتر بگوييم 3 عامل يا حامل وارد كشورها مي‌شود:

1 - كليساهاي شيطاني

2 - جادوگري

3 - موسيقي بلك متال

ما در ادامه به توضيح يك يك آنها مي‌پردازيم و خواهيم گفت كه شيطان‌پرستي توسط كدام يك از آنها به كشور ما وارد شده است و چه خصوصياتي دارد.

كليساي شيطان

اولين كليساي شيطاني را آنتوان زندورلاوي تاسيس كرد. در افكار و عقايد او انسان‌محور و مركز عالم هستي است و اين انسان است كه خدا را مي‌سازد. او به ولايت كسي يا چيزي با نام شيطان اعتقاد نداشته و انسان را حاكم بر خدا و شيطان مي‌داند.

اصول شيطان‌پرستي آنتوان لاوي

1 - در شيطان‌پرستي خدايي وجود ندارد و هر انساني خود يك خداست.

2 - عدم پرستش شيطان (ابليس)‌، زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.

3 - ضد مذهب بودن، خصوصا مذهبي كه اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.

4 - اعتقاد به لذت بردن در حد اعلاي آن زيرا تمام لذات در خوشي دنيايي است و اين خوشي‌ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را براي كارهاي روزانه آماده مي‌كنند.

او قواعد 11گانه و نيز گناه‌هاي 9گانه‌اي را براي شيطان‌پرستان تنظيم كرده است ولي آنچه مردم بعدها از شيطان‌پرستان در جهان مي‌بينند به هيچ‌وجه با اين قوانين و گناه‌ها سازگار نبوده بلكه بر ضد آنها است.

مثلا در مورد قتل، تجاوز، قرباني‌كردن، حيوان‌آزاري، كودك‌آزاري و...، آنتوان لاوي آن را قبول نداشته و در فرامين خود آنها را رد كرده است. ولي در حال حاضر مراسم شيطان‌پرستي چيزي به جز انجام اين اعمال نيست.

همه اينها نشان از تناقض‌گويي‌هاي آنتوان لاوي و پيروانش دارد. (در شيطان‌پرستي افكار و عقايد و نظرات در حال تغيير و از نسبيت برخوردار هستند.) البته همه آنها اين خصوصيت خود را قبول داشته و به آن معتقد هستند. آنها معتقدند كه چون ما خودمان خدا هستيم پس هر كاري بخواهيم انجام مي‌دهيم و اين مسخره است كه يك شيطان‌پرست به قانون يا مقرراتي پايبند باشد.

ولي جاي تعجب دارد كه اگر آنها خود را خدا و آزاد از هر چيز مي‌دانند پس چرا قوانين و مقررات و گناهاني براي پيروان خود ايجاد ايجاد كرده‌اند. تيم برتون جمله جالبي درباره شيطان‌پرستان دارد: شيطان‌پرستي آنارشي احمق‌هاست.

اين اختلافات و تناقضات زمينه‌ساز بروز مشكلات زيادي در بين رهبران و پيروان شيطان‌گرايي شده است به شكلي كه در سال 1975 شخصي به نام مايكل آكينو از كليساي شيطان جدا شد و معبدي را با نام معبد ست‌ بنيان نهاد. او برخلاف آنتوان لاوي به خدايي با نام شيطان اعتقاد داشت.

جادوگري

جادوگري قرن‌هاست كه در غرب (اروپا و آمريكا)‌ طرفداران زيادي داشته است. جادوگران غربي كه تنها عده كمي از آنها اصلا گرايشات شيطاني ندارند، در تلاش هستند تا با ارتباط با ارواح مردگان، اجنه يا شياطين، به قدرت‌هاي ماورايي شيطاني دسترسي يابند. در قرون وسطي عده بسيار زيادي از جادوگران توسط كليسا سوزانده شدند چرا كه كليسا معتقد بود آنها در پي ارتباط با شياطين قادر به دخالت در امور مادي و دنيوي هستند و نيروهاي غيرمادي خود را از منابع پليد به دست مي‌آورند. در عصر حاضر جادوي سياه يا همان بلك‌مجيك يكي از اركان و مراسم اصلي شيطان‌پرستان است و در كشورهايي چون انگلستان و آمريكا علاقه‌مندان بسياري دارد. جادي سياه به غير از كليساي شيطان توسط اساتيد خبره در دوره‌هاي آموزشي و كلاس‌هايي به علاقه‌مندان آموزش داده مي‌شود.

در حال حاضر علت اصلي ورود عده‌اي از جوانان به گروه‌هاي شيطان‌پرست يادگيري بلك‌مجيك (جادوي سياه)‌ است. جادوي سياه از مراسم آييني آفريقاييان به آمريكا آمده و در حال حاضر بيش از همه جا در كليساهاي شيطاني تعليم و تحصيل مي‌شود. بيشتر وردها و ابزار و مراسمات اين نوع جادو داراي علائم و نشانه‌هاي شيطاني هستند.

در دهه‌هاي بعد از جنگ جهاني اول فضاي اجتماعي اروپا و آمريكا به انواع تبليغات و ابزار و حتي بازي‌هاي جادوگري مانند ويجي‌برد آلوده است.

ويجي‌برد كه يك وسيله پيشگويي است در مراسم احضار ارواح استفاده مي‌شد تا سال 1967 فروش ويجي‌برد از مناپلي كه پرفروش‌ترين اسباب‌بازي بود بيشتر شد. اين خود نشان از استقبال مردم غرب به جادوگري است كه در سالهاي اخير مصداق آن را در كتاب و فيلم‌هاي مرتبط با جادوگري مانند هري‌پاتر ديده‌ايم.

خوشبختانه جادوگري غربي كه ما آن را بلك مجيك و انواع وسايل ديگر مانند ويجي برد و... مي‌شناسيم هنوز وارد ايران نشده و شايد تنها جوانان ما نام آن را از كتاب‌ها يا فيلم‌هاي هري پاتر شنيده باشند.

موسيقي بلك‌متال

شيطان وقتي كليساهاي شيطان و جادوگري را ناتوان در تبليغات ديد دروازه‌اي ديگر ساخت و آن موسيقي است.

دو دروازه جادوگري و كليساهاي شيطان‌ جهت تبليغات خود در سطح جهان داراي محدوديت‌هاي فراواني هستند. براي مثال كليساهاي شيطان تنها در چند كشور جهان موجود هستند. يا در مورد جادوگري كه تنها كشورهاي غربي از آن استقبال كرده‌اند و كشورهاي شرقي به خاطر عدم همخواني زبان آن با فرهنگ شرق اصلا از ان استقبالي نكرده‌اند.

همين مسائل باعث شده كه اين دو دروازه در قياس با موسيقي كمترين مشتريان را براي گرايش به شيطان‌پرستي داشته باشند. حال آن كه در حال حاضر موسيقي بلك متال در همه كشورهاي دنيا مخاطب و علاقه‌مند دارد و اين به خاطر آن است كه موسيقي، زباني بين‌المللي دارد و داراي ظرافت‌هاي هنري فريبنده و اغواكننده است كه مي‌تواند به‌راحتي بر احساسات مردم تاثيرگذار باشد.

علت ديگر هم راحتي دسترسي به آن است به شكلي كه به‌راحتي مي‌توان آن را توسط همه رسانه‌ها و همه ابزارهاي رسانه‌ها در همه جا در اختيار مخاطب قرار داد.

لازم به ذكر است كه اين 3 دروازه در دنيا داراي مخاطبان خاص و مخصوص خود هستند. مثلا شيطان‌پرستاني كه از طريق كليساي شيطان‌ به شيطان پرستي گرايش پيدا كرده‌اند، از همه نظر چه از نظر سن، جنس، نژاد و اهداف، خواسته‌ها و... با شيطان‌پرستاني كه از طريق جادوگري و يا از طريق موسيقي جذب شيطان‌پرستي شده‌اند تفاوت دارند.

البته از نظر تعاليم و اعتقادات نيز كليساي شيطان و موسيقي بلك متال اختلافات زيادي دارند:

مثلا در مورد كليساي شيطان، آنتوان لاوي در قوانين 11گانه و آيات 9گانه خود قرباني كردن انسان، قتل، تجاوز، حيوان‌آزاري و كودك‌آزاري را رد كرده است.

در صورتي كه در موسيقي بلك متال همه جور جرم و جنايتي انجام مي‌پذيرد و هيچ استثنا و مورد نهي شده‌اي وجود ندارد.

مورد اختلاف ديگر موادمخدر است. مثلا آنتوان لاوي شيطان پرستان را از مصرف آن برحذر مي‌دارد و معتقد است مصرف آن براي انسان‌هاي ضعيف مي‌باشد نه انسان قدرتمندي چون يك شيطان‌پرست، در صورتي كه در موسيقي متال اصلا اين‌گونه نيست و الان بزرگ‌ترين پايگاه تبليغاتي مواد مخدر در جهان موسيقي متال است.

لازم به ذكر است كه اگرچه آنتوان لاوي در تئوري‌هاي خود مسائلي مانند قرباني كردن را رد كرده ولي عملا چه خود او و چه پيروانش پايبندي‌ها را به قوانين و مقررات بيان شده نقض كرده و به آن معتقد نيستند.

اصولا در شيطان‌پرستي هيچ حكم و قانون ثابتي نمي‌توان يافت و همه احكام و عقايد نسبي هستند و اختلاف و تناقض در عقايد و رفتار در بين آنها امري منطقي و طبيعي است.

اگر تناقض‌ها و اختلافات را در كليساي شيطان‌ بتوان تحمل كرد تناقض و اختلافات در موسيقي بلاك متال بسيار گستردهتر است. چرا كه در آن با توجه به گستردگي مخاطب و تعداد بسيار زياد گروهها در همه كشورهاي جهان، هر كسي ساز خودش را مي‌زند.

در اين نوع موسيقي جهت بالا بردن تعداد مخاطبان و به‌‌تبع آن ميزان فروش كاست‌ها، خوانندگان و نوازندگان دست به هر كاري مي‌زنند و هر كليپي كه بخواهند و بتوانند بسازند مي‌سازند و به هيچ‌كس و هيچ چيز مقيد نيستند.

موسيقي بلك متال، متال مخلوطي از موسيقي و نمايش است براي همين معمولا گروه‌ها علاوه بر ارائه موسيقي خود، اعمال و رفتار نمايشي نيز ارائه مي‌دهند.

براي همين صحنه موسيقي اين گروه‌ها محل اجراي همه نوع نمايشي شده است مثلا يك گروه بر روي صحنه خودزني مي‌كند، گروه ديگر خونخواري مي‌كند، گروه ديگر مرده‌خواري و همين طور اعمالي مانند: منفجر كردن حيوان با ديناميت، نصف كردن يك زن با اره (حقه‌هاي نمايشي)،‌ آتش زدن انسان، آتش زدن انجيل، انجام اعمال جنسي منحرفانه و ... البته عجيب و غريب بودن اين گروه‌ها فقط در دكور و مسائل نمايشي نيست بلكه در محتوا نيز به همين صورت مي‌باشد.

مثلا خواننده‌اي خود را ضد خدا معرفي مي‌كند، خواننده‌اي ديگر خود را ضد دين، ديگري ضد انسان و همين طور ضدهايي مانند: ضد دنيا، ضد قانون، ضد زن، ضد جنگ، ضد دولت و ...

مثلا خواننده‌اي كه خود را  ضدبشر معرفي مي‌كند سعي مي‌كند در اشعار يا كليپ‌هاي خود اين تفكر را تبليغ كند كه مثلا ما بايد خودكشي كنيم، يا اين كه بايد نسل بشر را از بين برد يا اين كه پدران و مادران نبايد ما را به وجود مي‌آوردند و ...

البته عموما اين افكار كمتر توسط نوازندگان و خوانندگان به مرحله اجرا درمي‌آيند و بيشتر توسط مخاطبان آنها  عملي مي‌شوند. خواننده يا نوازنده بعد از اجرا سوار ليموزين خود شده و به ويلاي خود مي‌‌روند اما اين مخاطب كم‌سن و سال آنهاست كه تحت تاثير افكار يا كليپ‌ها قرار گرفته و آسيب‌هايي را براي خود و جامعه پديد مي‌آورد البته پاره‌اي از اين تفكرات عملي شده‌اند. مثلا ضدزن‌ها اقدام به دزديدن يا كشتن دخترها و زن‌ها كرده‌اند يا ضدبشرها اقدام به خودكشي دسته‌جمعي كرده‌اند، يا ضدمسيحي‌ها اقدام به آتش زدن كليساها يا كشتن كشيش‌ها كرده‌اند. مثلا در مورد اخير خواننده‌اي به نام ورك ويكرنس كه از شهرت جهاني برخوردار است و همه او را با نام بارزام مي‌شناسند، در سال 1992 اقدام به آتش زدن چند كليسا از جمله كليساي فانتوف كرد. او بعد از اين اتفاق دستگير و روانه زندان شد و در حال حاضر نيز دوران محكوميت خود را سپري مي‌كند.

البته لازم به توضيح است كه همه گروه‌هاي موسيقي متال، شيطاني نيستند بلكه حتي تعداد انگشت‌شماري گروه‌هاي معتقد به خدا نيز در آنها  پيدا مي‌شود. يا اين كه بعضي از گروه‌ها مانند متاليكا نيز وجود دارند كه در اشعار خود مسائل و مشكلات اجتماعي و سياسي روز را مطرح مي‌كنند، مثلا در اين مورد آلبوم «و عدالت براي همه» متاليكا قابل توجه است. حتي تعدادي از گروه‌هاي متال نيز وجود دارند كه در اشعار خود عليه ظلم و فساد دولت‌هاي مستكبري مانند آمريكا و اسرائيل سخن رانده‌اند.

مثلا گروه سپولترا، كليپي با نام «سرزمين» ساخته كه در آن از ظلم اسرائيل عليه ملت فلسطين سخن گفته است . البته بخش قابل توجهي از اين موسيقي را كليپ‌ها و آهنگ‌هاي ضدجنگ تشكيل مي‌دهند.

موسيقي متال در ابتداي شكل‌گيري آن، برخلاف زمان حال نوعي موسيقي ضد جنگ بوده كه تم اصلي آن مبارزه با دولت آمريكا و جنگ‌طلبي‌هاي آن بوده است. اين موسيقي در ابتدا پيام‌آور صلح و دوستي بوده است.

موسيقي متال خود داراي زيرسبك‌هاي مهمي مانند هوي‌متال، دث‌متال، تراش‌متال، بلك متال و انواع زيرشاخه‌هاي ديگر است. موسيقي هوي‌متال نسبتا از نظر محتوايي نسبت به سبك‌هاي ديگر ملايم‌تر است ولي از جنبه كفر و شرك هيچ سبكي به پاي بلك‌متال نمي‌رسد.

موسيقي بلك‌متال در دنيا بزرگ‌ترين پايگاه تبليغاتي شيطان‌پرستي است به حدي كه حتي جادوگري و كليساي شيطان نيز به پاي آن نمي‌رسند.

شيطان‌پرستي در ايران

شيطان‌پرستي در ايران تنها از طريق موسيقي بلك‌متال طرفداراني را جذب خود كرده است و دليل گرايش برخي جوانان به آن نيز نفوذ اين موسيقي به داخل كشور است.

اين نوع شيطان‌پرستي از طرف شيطان‌پرستان حقيقي با نام شيطان‌پرستي تفنني شناخته مي‌شود؛ چرا كه بعضي از خصوصيات و اصول شيطان‌پرستي كليسايي را دارا نبوده و بيشتر محصول صنعت موسيقي و جذابيت‌هاي نمايشي همراه با آن است.

البته ناگفته نماند كه در ايران تعداد كمي شيطان‌پرست واقعي يا كليسايي نيز وجود دارد كه عموما از نظر سني بالاي 30 سال دارند و عمدتا با خارج از كشور در ارتباط هستند.

آنها در تلاش هستند برخلاف شيطان‌پرستان موسيقيايي، اعتقادات خود را پنهان كنند. در ايران و خارج از آن گروه‌هايي هستند كه به اشتباه از طرف مردم به عنوان شيطان‌پرست شناخته مي‌شوند. اين دسته گروه‌هايي هستند كه رويكرد خاصي به خدا و اديان دارند و اصلا گرايشات شيطاني ندارند. مثلا گروه‌هاي ضدمسيحي كه عده‌اي از آنها منكر وجود حضرت مسيح نيستند و با مسيحيت رواج يافته در عصر حاضر مشكل دارند. اين گرايش‌ها در مورد اديان ديگر هم صادق است. در مورد خدا نيز عده‌اي هستند كه اصلا گرايشات شيطاني نداشته بلكه ديدگاه‌هاي خاصي درباره وجود خدا دارند. مثلا گروهي كه طبيعت‌پرست هستند و...

بهتر است علاقه‌مندان موسيقي متال را به 2 گروه عمده تقسيم كنيم:

1 - گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال هستند ولي شيطان‌گرا نيستند. اين گروه ممكن است هرگز وارد جريان‌هاي شيطان‌گرا نشده باشند يا اين كه زماني در گذشته آن هم در سنين جواني وارد گروه‌هاي شيطان‌گرا شده‌اند، ولي در حال حاضر گرايشات شيطاني ندارند.

اين گروه عموما از نظر سني، تحصيلات و وجهه اجتماعي در سطح بالاتري از گروه دوم قرار دارند.

اين گروه بيشتر از آن كه شيطان‌گرا باشند، افراد فاقد گرايشات مذهبي و عده زيادي از آنها لائيك هستند.‌

اين گروه در كشور بيشتر در بين نويسندگان، نوازندگان يا خوانندگان حرفه‌اي اين موسيقي ديده مي‌شوند و بيشتر فعاليت‌هاي تبليغي يا فرهنگي موسيقي متال توسط اين گروه انجام مي‌پذيرد.

اين افراد كمتر در پارتي يا پارك‌ها يا فعاليت‌هاي گروهي شركت مي‌جويند و رفتارهاي ضداجتماعي و ضداخلاقي در بين آنها كمتر ديده مي‌شود. اين افراد بيشتر در حد لباس و مد و تيپ با گروه دوم شباهت دارند و سعي دارند از برخوردهاي جلف و نمايشي پرهيز داشته باشند.

2 گروهي كه علاقه‌مند به موسيقي متال و شيطان‌گرا هستند. اين گروه به قول افراد گروه اول، غيرحرفه‌اي هستند چرا كه با اين موسيقي برخورد محتوايي دارند و بيشتر جذب نمايش‌ها و شوهاي همراه با اين موسيقي شده‌اند.

موسيقي متال در ايران

موسيقي متال از سال‌ها پيش همزمان با شيوع اين موسيقي در ديگر كشورهاي جهان در داخل وجود داشته است. براي مثال فيلم پرسپوليس ساخته مرجان ساتراپي نشان مي‌دهد كه بعد از انقلاب در تهران در سال‌هاي حدود 1363 كليپ‌هاي شيطاني گروه آيرن ميدن به فروش مي‌رفته است.

به طور جدي اين موسيقي از سال‌هاي 1370 به بعد در داخل (بيشتر تهران)‌ جايگاه ويژه‌اي را بين مخاطبان باز مي‌كند.

فيلم سراب محصول روايت فتح، شاهد خوبي براي اين ادعاست. در اين فيلم نشان داده مي‌شود كه حتي خودزني، يا بي‌ديني يا حتي موسيقي رپ در سال 1372 رواج داشته است.

در فيلم با دختري مصاحبه شده كه او مي‌گويد: خدا را قبول ندارد و براي جرايمي كه تا الان مرتكب شده است، اعدام مجازات كمي است. حتي در ادامه تصاويري از خودزني او كه قبلا نام گروه شيطانيSlayer  را بر روي دستش حك كرده بوده، نشان داده مي‌شود.

به طور يقين در آن زمان كليپ گروه‌هاي شيطاني همچونSlayer  و آيرن ميدن به صورت قاچاقي يا بعدها از طريق ماهواره بين جوانان پخش مي‌شده است، البته اگرچه در حدود سال‌هاي 1370 اين موسيقي در كشور رواج داشته ولي شيطان‌گرايي به شكل امروزين آن رواج نداشته است.

منظور اين است كه شايد در آن زمان بي‌ديني و دين‌گريزي همراه با مسائل ديگري مثل خودزني، خونخواري و... به صورت محدود در كشور وجود داشته ولي شيطان‌گرايي به صورت امروزين آن، به شكلي كه مثلا جوانان علاقه‌مند اقدام به راه‌اندازي گروه يا تشكيل ميتينگ و پارتي كنند، وجود نداشته است.

در آن زمان اين موسيقي بيشتر از آن‌كه با سبك‌هاي پرخطري مثل بلك متال در كشور رايج باشد، با سبك هوي متال و آن هم گروه‌هايي مثل متاليكا طرفداراني داشته است.

مي‌توان گفت كه جرقه‌هاي شيطان‌پرستي از زماني در كشور زده مي‌شود كه جوانان در مورد اين موسيقي‌ها به وسيله كتاب يا نشريات، تغذيه فرهنگي مي‌شوند.

از حدود سال‌هاي 1373 به بعد كم‌كم كتاب‌ها و نشريات از موسيقي متال سخن مي‌گويند تا اين كه  از سال‌هاي 1375 به بعد موج گسترده‌اي از كتاب‌هاي اشعار اين گروه‌ها وارد بازار مي‌شود. بعد از انتشار كتاب‌ها چند اتفاق عمده رخ مي‌دهد:

1 - اطلاعات علاقه‌مندان نسبت به موسيقي بالا رفته و به صورت سازمان يافته‌تر عمل مي‌كنند.

2 - تمايل جوانان براي تشكيل گروه‌هاي موسيقي و غيرموسيقي بيشتر مي‌شود و به عبارتي، علاقه‌مندان در گرايش به اين موسيقي همگراتر مي‌شوند.

همزمان با انتشار كتاب‌ها، آموزش و يادگيري اين موسيقي و به دنبال آن كنسرت دادن و اجرا گذاشتن نيز شروع مي‌شود. در كنار انتشار كتاب‌ها و اجراي كنسرت‌هاست كه ميتينگ‌هاي گفتگو يا افرادي مانند ليدر يا سرگروه خود را نشان مي‌دهند.

ليدر در گروه كسي است كه از نظر اطلاعات موسيقيايي و اعتقادي يا از نظر داشتن آرشيو صوتي تصويري گروه‌هاي مختلف موسيقي از بقيه قوي‌تر است. البته در خود علاقه‌مندان اصلا چنين اصطلاحي يا معادل آن وجود ندارد. ولي معمولا در اين گروه‌ها علاقه‌مندان تحت نظر فردي به فعاليت مي‌پردازند كه واجد يكي از دو خصيصه بالاست. ميتينگ‌ها هم جايي هستند براي تبادل نظر يا بحث و گفتگو يا به قول خود علاقه‌مندان محل «كل‌كل كردن»‌.

در ميتينگ‌ها علاقه‌مندان به اطلاعات فروشي اقدام مي‌كنند و در نشان دادن قدرت خود به اعضا يا گروه‌هاي ديگر به رقابت مي‌پردازند.

محل ميتينگ‌ها عموما فضاهاي سر باز مانند پارك و ... مي‌باشد. اين محل‌ها در هر شهر يا منطقه جاهاي شناخته شده و مشخصي هستند. محل ميتينگ‌ها كه از آنها به عنوان پاتوق هم ياد مي‌شود، عموما از طريق نيروهاي امنيتي شناخته شده، هستند ولي عملا در اين مناطق امكان از بين بردن پاتوق‌ها وجود ندارد. چرا كه برخورد نيروهاي انتظامي يا امنيتي موقتي و موضعي است و اين برخوردها نيازمند برخورد همزمان از طرف خانواده و مسوولان است.

عموما علاقه‌مندان از طريق اينترنت از زمان و مكان ميتينگ با خبر مي‌شوند و به صورت آف‌‌لاين يكديگر را مطلع مي‌سازند. بعضي از مواقع تعداد افراد حاضر در ميتينگ به 50 تا 150 نفر هم مي‌رسد. البته بعضي از ميتينگ‌ها در خانه‌هاي علاقه‌مندان نيز برقرار مي‌شود.

مخاطبان موسيقي‌ متال

علاقه‌مندان موسيقي متال داراي گروه سني مشخصي هستند. اين رنج سني از حدود 14 12 سالگي شروع و عموما به 30 28 ختم مي‌شوند. بندرت اتفاق مي‌افتد كه اين جوانان بعد از سن 30 سالگي يا ازدواج، به علاقه‌مندي خود به اين موسيقي‌ها ادامه دهند.

سن شايع علاقه‌مندان 24 ‌16 مي‌باشد و نسبت حضور دختران به پسران در اين موسيقي حدودا يك به 10 مي‌باشد و اين به خاطر سبك و شكل اين موسيقي و يا حتي ضد زن در اين موسيقي است. دختران كمتر به موسيقي متال و بيشتر به موسيقي رپ علاقه‌مندند.

عده زيادي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها توسط دوستان جنس مخالف خود جذب اين موسيقي‌ها مي‌شوند و عموما اطلاعات غلطي از اصل و ريشه اين موسيقي‌ها دارند.

بعضي از دختران علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها جهت حفظ سلامت جنسي خود سعي مي‌كنند به صورت فردي و بدون ارتباط با پسران با اين موسيقي‌ها در ارتباط باشند.

بيشتر علاقه‌مندان از نظر روحي و شخصيتي داراي ويژگي هاي خاصي هستند. آنها دوست دارند متفاوت از ديگران به نظر برسند. آنها عموما از نظر رواني سالم نيستند يا به طور كلي از معيارهاي عمومي سلامت روحي رواني درجامعه سطح پايين‌تري دارند. آنها از نظر خانوادگي نيز داراي مشكلات خاصي هستند و عموما از طرف خانواده دچار فشارها يا تنش‌هايي هستند. غالبا روابط جوانان علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها با پدر و مادر يا افراد خانواده تيره است و حتي عده‌اي خانواده را به طور كامل ترك كرده‌اند.

علاقه‌مندان موسيقي متال عموما از طرف دوستان، يا افراد فاميل يا افراد نزديك خانواده مانند برادر يا خواهر به اين موسيقي‌ها وارد مي‌شوند. چرا كه علاقه‌مندي به اين موسيقي‌ها نيازمند گذشت زمان و مجاورت با آن مي‌باشد. جوانان علاقه‌مند به اين موسيقي‌ها از همه نوع خانواده‌هايي هستند ولي بيشتر آنها از رفاه نسبي در خانواده برخوردارند.

گرايش مذهبي در خانواده نقش مهمي را در علاقه‌مندي جوانان به اين موسيقي‌ها بازي مي‌كند. طرفداران اين موسيقي بيشتر از خانواده‌هايي هستند كه از نظر گرايشات و تعصبات مذهبي در خانواده و يا ميزان آزادي عمل فرزند در خانواده دچار افراط و تفريط شده‌اند.

در بين اين گروه‌ها عموما خانواده‌ها از گرايشات اعتقادي فرزندان خود اطلاعي ندارند و فقط ممكن است آشنايي بسيار ضعيفي با موسيقي مورد علاقه آنها داشته باشند.

بسياري از خانواده‌ها يا در مورد علائم يا نشانه‌هاي مورد استفاده فرزندان اطلاعي ندارند و عده بسيار كمي هم اگر اطلاع دارند اين مسائل را فانتزي گونه و زودگذر مي‌دانند و نسبت به آن بي‌توجه هستند.

در بعضي از خانواده‌ها وقتي خانواده به فرزندان خود در مورد اين موسيقي‌ها اخطار مي‌دهد فرزندان، پدر و مادر را به شكل‌هاي مختلف اغفال مي‌كنند و موضوع را به شكلي ديگر به آنها وانمود مي‌كنند مثلا تعدادي از كليپ‌هاي كم خطر را به خانواده نمايش مي‌دهند و وانمود مي‌كنند كه آنها علاقه‌اي به گروه‌هاي شيطاني ندارند.

علت علاقه‌مندي جوانان به اين موسيقي‌ها

عموما جوانان به علت مجاورت با اين موسيقي‌ها از طرف دوستان، برادر و ... به آن جذب مي‌شوند و كمتر مي‌توان گفت كه در آنها علاقه يا استعدادي ذاتي به اين موسيقي‌ها وجود دارد چرا كه اين موسيقي‌ها با فطرت انساني همخواني ندارند و با آن در تعارض هستند.

حتي عده‌اي از طرفداران اين موسيقي واقعا علاقه‌اي به اين موسيقي ندارند ولي براي جلب توجه به زور هم كه شده سعي دارند خود را به آن علاقه‌مند كرده و خود را طرفدار آن نشان دهند. آنها حتي براي ايجاد كردن علاقه در خود به تمرين و خود آزاري هم مي‌پردازند. علت اصلي ورود به اين موسيقي‌ها از طرف جوانان خود نمايي و جلب توجه است.

در مرحله دوم جذابيت‌هاي رسانه‌اي اين نوع موسيقي‌هاست. (خشونت، سكس و...) در مرحله بعدي فضاهاي جنسي اين موسيقي‌هاست كه علاقه‌مندان از طريق آن مي‌توانند وارد محيط‌هاي پر خطر شوند و در مرحله بعدي، روحيه اعتراض، عصيان، گريز، انكار و ... نهفته در اين موسيقي‌هاست.

چگونگي ورود به اين موسيقي‌ها

بيشتر جوانان از گروه‌هاي ساده و كم خطري مانند متاليكا (هوي متال) كه بيشتر داراي اشعار اجتماعي است شروع مي‌كنند اما كم‌كم تحت تاثير تحريك و تشويق دوستان به گروه‌هاي پرخطر بلك متال وارد مي‌شوند.

فعاليت‌هاي فرهنگي مربوط به اين موسيقي‌ها در داخل كشور

كتاب:

در داخل كشور از حدود سال 1375 تا به حال ده‌ها كتاب كه عموما به صورت متن اشعار گروه‌هاي معروف همراه با ترجمه آنها مي‌باشند، به چاپ رسيده است. در كنار آنها ده‌ها نشريه نيز غافل از گرايشات اعتقادي و خصوصيات اخلاقي اين گروه‌ها اقدام به چاپ شعر يا مصاحبه از اين گروه‌ها كرده‌اند. البته كتاب‌هايي نيز با موضوع آموزش نواختن انواع سازهاي اين نوع موسيقي‌ها در كشور مجوز گرفته و چاپ شده است.

در متن اين كتاب‌ها، اشعاري با موضوعات ضد دين، خشونت، سكس و ... موج مي‌زند. در اين كتاب‌ها، نويسندگان با چاپ بيوگرافي و تصاويري از اعضاي گروه يا مصاحبه با آنها اقدام به تبليغ گروه‌هاي موسيقي كرده‌اند.

حتي در يكي از اين كتاب‌ها، نويسنده پاي خود را فراتر گذاشته و اقدام به چاپ علائم خاص كليساي شيطان روي جلد كتاب خود كرده است.

در صفحات مقدمه عموم اين كتاب‌ها سعي شده اين نكته بيان شود كه گروهي كه كتاب درباره آن نوشته شده، گرايشات ضد آمريكايي و مخالف با صهيونيسم داشته است و اين در حالي است كه عموم اين گروه‌ها آنارشيست و اصلا با هر حكومت و دولتي مخالف هستند.

تنها تعداد كمي از اين كتاب‌ها و نشريات بعد از چاپ توقيف شده‌اند يا اجازه چاپ مجدد آنها لغو شده است.

جهت درك بهتر جريان چاپ اين كتاب‌ها در كشور، به معرفي و نقد يكي از اين كتابها با نام «در انتظار آفتاب» مي‌پردازيم كه در سال 1380 به چاپ رسيده است. اين كتاب درباره زندگي و اشعار خواننده گروه«The Door»  جيم موريسون مي‌باشد.

روي جلد كتاب عكس خواننده و در پشت آن عكسي از مقبره و مجسمه خواننده همراه با چند دسته گل به چشم مي‌خورد.

البته در كتاب عكس‌هاي زيادي از خواننده ديده مي‌‌شود، همچون عكس‌هايي از دوران كودكي و جواني خواننده، عكس‌هايي ازخواننده همراه با گروه موسيقي‌اش، عكسي از دستگيري خواننده در هنگام اجرا به خاطر توهين به مقدسات، عكس چند ستاره راك و جملات آنها درباره ممتاز بودن شخصيت خواننده. جهت بررسي شخصيت جيم موريسون و كتاب چاپ شده از او در ايران زندگي او را از روي فيلمي از اليور استون با نام«The Door»  كه در مورد زندگي او ساخته شده است، مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

در سكانسي از فيلم جيم مورسيون در يك بار، مشغول به خواندن مي‌شود. او به يكباره در اشعار خود رو به پدرش مي‌گويد: «پدر، مي‌خواهم تو را بكشم» و بعد از آن جملات منحرفانه‌اي در مورد مادرش با مضمون زنا با محارم بيان مي‌كند. همه كساني كه در بار حاضر هستند به يكباره ساكت شده و به او نگاه مي‌كنند. رئيس بار به او فحاشي كرده و از او مي‌خواهد كه اجرا را متوقف و بار را ترك كند. موريسون بعد از پايان اجرا به شدت از رئيس بار به خاطر بيان جملات وقيحانه‌اش كتك مي‌خورد و مورد فحاشي قرار مي‌گيرد.

در فيلم اليور استون پلان‌هاي مختلفي درباره فساد اخلاقي او وجود دارد كه بسياري از آنها قابل بيان در اين مقاله نيستند.

در جايي از فيلم او در يك بار در حضور همگان ادرار مي‌كند، يا در اجراهاي زنده لخت مي‌شود، يا جملات ركيك و زننده به كار مي‌برد، به شكلي كه پليس در هنگام اجرا بارها به او هشدار مي‌دهد.

در فيلم، او دائم‌الخمر نشان داده مي‌شود و مصرف مواد مخدر كار هميشگي اوست، ‌او حتي مصرف مواد يا مشروبات الكلي را روي سن هم رها نمي‌كند، او چنان شيفته مواد مخدر است كه تماشاگران براي ابراز علاقه به او، در هنگام اجرا، گراس و مواد مخدر براي او روي سن پرتاب مي‌كنند. او در چند جا به مقدسات توهين كرده و جملات كفرآميز بر زبان مي‌آورد. مثلا در يك جا رو به همه مي‌گويد: «من ابليسم و هر كاري بخواهم مي‌كنم.»

او در فيلم با زني كه به نظر مي‌رسد از فرقه پگان‌ها يا شيطان‌پرست‌هاست، دوست شده و با او به شيوه شيطان‌پرست‌ها هم‌قسم مي‌شود (بريدن دست‌ها و آميختن خون دست‌ها به هم.)

او در سكانس معروف فيلم بعد از روابط نامشروع با زن شيطان‌پرست اقدام به خودزني و خونخواري مي‌كند.

خواننده در فيلم در چند جا اعلام مي‌كند كه جسم او توسط روح يك سرخپوست تسخير شده است. كارگردان در تمام فيلم اين مساله را به طور واضح به كرات تاكيده كرده است.

حضور روح سرخپوست بيشتر در جاهايي به چشم مي‌خورد كه خواننده از خود بي‌خود شده و اقدام به انجام اعمال غيراخلاقي مي‌كند.

كارگردان در بيشتر بخش‌هاي فيلم سعي كرده جيم موريسون را منحرف نشان دهد. مثلا در ارتباط او با معشوقه‌اش نشان مي‌دهد كه او خيانتكار است و با دختران و زنان زيادي رابطه دارد.

در چند جاي فيلم، پليس به خاطر حركات ناشايست خواننده روي سن به او اخطار مي‌دهد تا اين‌كه بالاخره در 20 سپتامبر 1970 دادگاه او را به علت رفتار ناشايست در ملا‡عام و انجام رفتارهاي منحرفانه جنسي و وضع بد متهم در اماكن عمومي محكوم به پرداخت 50 هزار دلار جريمه نقدي و 6 ماه حبس با اعمال شاقه محكوم مي‌كنند.

اين در حالي است كه در كتابي كه درباره خواننده در ايران چاپ شده است، نويسنده سعي كرده جيم موريسون را مردي صلح‌طلب و معترض بر ضد دولت نشان دهد.

مثلا او در كتاب بيان كرده است كه اخطارهاي پليس به او به خاطر افكار انتقادي و معترضانه او بر ضد دولت بوده است. او در كتاب خود در آلبوم«The End»  جملات منحرفانه جيم موريسون درباره مادرش را سانسور كرده و اين در حالي است كه نويسنده در كتاب خود بيان مي‌كند كه فيلم اليور استون را ديده است.

كارگردان فيلم كه با خواننده هموطن مي‌باشد در فيلمش سعي كرده او را انساني عياش و شهوت‌پرست معرفي كند، مثلا در سكانسي از فيلم دوستان خواننده در چند جا به او در مورد اضافه‌وزن او هشدار مي‌دهند و از او مي‌خواهند كه سكس، مشروب و مواد مخدر را كنار بگذارد.

نويسنده در كتاب عكس‌هايي از اجراهاي خواننده و مراسم سي‌امين سالگرد او براي علاقه‌مندان چاپ كرده است. همچنين در پايان كتاب خود 8 سايت مطرح اينترنتي حاوي مطالب خواندني و عكس‌هاي خاطره‌انگيز در مورد خواننده و اعضاي گروه او را معرفي كرده است.

همچنين به ستارگان ديگر راك ايميل زده و از آنها خواسته كه در مدح جيم موريسون جمله‌اي بگويند و جملات تحسين‌برانگيز آنها در مورد خواننده را همراه با عكس آنها به چاپ رسانده است. نويسنده در ابتداي كتاب خود علت نگارش اين كتاب را اشعار زيبا و شخصيت خواننده معرفي كرده است.

در مورد تعداد كتاب‌هاي چاپ شده با اين مضامين در ايران مي‌توان بيش از 50 جلد كتاب را تخمين زد. البته بعضي از گروه‌هاي تحقيقاتي تعداد كتاب‌هاي چاپ شده در اين زمينه را تا 200 عنوان نيز بيان كرده‌اند.

در كشور معمولا انتشارات خاصي اقدام به چاپ اين‌گونه كتاب‌ها مي‌كنند، به‌شكلي كه در مورد چاپ آنها مي‌توان تنها چند انتشارات خاص را نام برد.

اگر بخواهيم بيشتر در مورد گذشته چاپ اين كتاب‌ها صحبت كنيم جالب است بگوييم اين كتاب‌ها هر ساله از طريق انتشارات مربوط در نمايشگاه بين‌المللي كتاب به فروش مي‌رفتند و موجي از مخاطبان خود را به نمايشگاه مي‌كشاندند.

جالب‌تر آن‌كه دكوراسيون غرفه‌ها نيز مانند محتوا و جلد كتاب‌ها با رنگ‌هاي سياه و سرخ طراحي مي‌شدند.

در غرفه‌ها پوستر خواننده و گروهي كه كتاب درباره آن چاپ شده بود به عنوان هديه به خريداران كتاب اهدا مي‌شد.

جوانان علاقه‌مند بعد از خريد اين كتاب‌ها، كتاب را براي بارها مي‌خوانند (حتي اقدام به حفظ اشعار انگليسي آن مي‌كنند) و همراه با كتاب كليپ‌هاي غيرمجاز گروه مربوطه را از طريق سي‌دي‌‌هاي قاچاقي يا ماهواره تماشا مي‌كنند.

بعد از خواندن اين كتاب‌ها، علاقه‌مندان اطلاعات و نظرات خود را درباره گروه و اشعارش در ميتينگ‌هاي گفتگو، يا در پارك‌ها و يا چت‌روم‌هاي اينترنتي رد و بدل مي‌كنند.

برگزاري كنسرت موسيقي

با وجود ممنوع بودن آموزش يا تحصيل موسيقي متال در آموزشگاه‌هاي موسيقي انواع سازهاي آن در مغازه‌هاي سازفروشي به فروش مي‌رود و انواع كلاس‌هاي آموزشي آن در آموزشگاه‌هاي داراي مجوز آموزش داده مي‌شود. البته انواع كتاب‌هاي آموزشي اين موسيقي در كشور داراي مجوز هستند و حتي به چاپ‌هاي مجدد نيز رسيده‌اند.

عموم جواناني كه به‌صورت خصوصي زير نظر اساتيد يا به صورت عمومي در آموزشگاه‌ها آموزش ديده‌اند، علاقه‌مند به برگزاري كنسرت هستند.

تا به حال در بعضي از استان‌هاي كشور گروه‌هاي مختلف متال موفق به برگزاري كنسرت شده‌اند. از جمله اجراهاي مهم مي‌توان به اجراي سال 1384، در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، جشنواره گروه‌ها در سال 1385 در دانشگاه تهران و همچنين اجراي ديگري در تالار خانه معلم تهران در سال 1385 و اجراهاي متعدد ديگري در تهران، اصفهان، شيراز، مشهد و... اشاره كرد.

براساس ترفندهاي گروه‌ها جهت گرفتن مجوز، اجراها معمولا در دانشگاه‌ها و در تعطيلات اعياد مذهبي مانند عيد مبعث، عيد قربان و... برگزار مي‌شوند.

عموما مجوزدهندگان به اين اجراها از محتواي اين موسيقي‌ها و شكل و شيوه اجراي آن مطلع نيستند و گروه‌ها براي گرفتن مجوز اجرا، جهت اغفال مسوولان مربوطه به انواع ترفندها دست مي‌زنند.

دانشگاه‌هاي مختلفي از كشور تا به حال اجراي موسيقي متال يا راك را به خود ديده‌اند. برگزاري تعد‌ادي از اين اجراها از طرف دانشجويان و تعدادي از آنها از طرف غيردانشجويان صورت گرفته است.

بعضي از اين كنسرت‌ها با وجود داشتن مجوز در زمان اجرا به علت هيجانات شديد تماشاگران تعطيل شده‌اند.

اجراها معمولا با نورپردازي‌ها و دكوراسيون‌ها يا آرايش‌ها و تيپ‌هاي جالب‌توجه مخاطبان و نوازندگان همراه است، به شكلي كه حراست دانشگاه بعد از برگزاري اجرا و در ايام تحصيلي اجازه ورود نوازندگان يا تماشاگران را به دانشگاه‌ها با اين تيپ‌ها و آرايش‌ها‌ نمي‌دهد.

حتي ممكن است تماشاگران در روز اجرا در مسير حركت به دانشگاه توسط نيروي انتظامي دستگير شوند. اين اتفاق چند سال پيش در شيراز رخ داد و اجراي زيرزميني يك گروه به‌خاطر دستگيري تماشاگران كه با ميني‌بوس قصد حركت به محل اجرا را داشتند، لغو شد.

نكته ديگري كه قابل توجه است حضور خبرنگاران خارجي قبل و بعد از اجرا و تهيه گزارش‌هاي مستند خبري توسط آنها مي‌باشد. تا به حال گزارش‌ها يا برنامه‌هاي مستند زيادي توسط گروه‌هاي غربي و اروپايي در مورد موسيقي غربي در ايران ساخته شده است. حتي ديده شده است كه يك محقق خارجي از طرف فلان دانشگاه غربي براي دريافت مدرك دكتري يا انجام پروژه تحقيقاتي به ايران آمده و به تحقيق درباره گروه‌‌هاي موسيقي يا گروه‌هاي شيطاني پرداخته است.

برگزاري اجراهاي زيرزميني

چون در بيشتر مواقع برگزاري اجرا روي سن و يا در اماكن دولتي و عمومي غيرممكن است، گروه‌ها اقدام به برگزاري اجراهاي زيرزميني مي‌كنند كه معمولا در محافل خانگي صورت مي‌گيرد.

در اين اجراها تماشاگران و علاقه‌مندان به رقص متال به جنباندن شديد سر مانند دراويش اهل تصوف  مي‌پردازند.

اين رقص انرژي زيادي از تماشاگر مي‌‌گيرد و بعضي از تماشاگران با مصرف قرص، انرژي خود را براي انجام چند ساعته‌ آن تقويت مي‌كنند. گاه انجام اين رقص براي مدت زياد باعث بروز اختلالات جسمي در بين علاقه‌مندان شده و كار آنها به بيمارستان كشيده مي‌شود.

تلويزيون و راديو

در تلويزيون، برنامه‌هايي كه ريتمي تند و نياز به موسيقي‌هاي پرجنب‌وجوش دارند مانند برنامه‌هاي ورزشي، خبري يا تبليغات بازرگاني و... از اين موسيقي‌ها در برنامه‌هاي خود استفاده مي‌كنند.

البته بعضي از سريال‌ها يا فيلم‌هاي داخلي كه محتواي ترسناك يا موضوعات مربوط به شيطان دارند نيز از اين موسيقي‌ها استفاده مي‌كنند كه در اين صورت موزيك آنها توسط آهنگسازان داخلي ساخته مي‌شود.

بعضي از موسيقي‌هايي كه در برنامه‌هاي غيرداستاني تلويزيون مورد استفاده قرار مي‌گيرند، توسط بعضي از گروه‌هاي شيطاني با گرايشات منحرفانه كار شده‌اند.

استفاده برنامه‌سازان از اين موسيقي‌ها به دلايل زير است:

1 - ساختار اين موسيقي‌ها با محتواي برنامه‌ها متناسب است و در صورت استفاده نكردن از اين موسيقي‌ها، پيدا كردن موسيقي جايگزين كار مشكلي است.

2 - برنامه‌سازان چون تنها از ساختار مفرح و شاد اين موسيقي‌‌ها بهره مي‌گيرند از محتواي اين گروه‌ها يا گرايشات سازندگان آن آگاه نيستند. به غير از تلويزيون، اين موسيقي در برنامه‌هاي راديويي نيز به كرات مورد استفاده قرار مي‌‌گيرد كه براي نمونه مي‌توان به راديو جوان اشاره كرد كه بيش از همه از اين موسيقي‌ها استفاده كرده است.

البته به غير از موسيقي‌ها، تلويزيون تا به حال چندين بار از نشانه‌ها يا مفاهيم شيطاني در برنامه‌هاي خود استفاده كرده كه همه به صورت ناآگاهانه بوده است.

براي مثال پخش تيزر تبليغاتي از موسسه‌اي كه جايزه آن داراي عدد 666 بود يا همچنين شعري كه بارها در يكي از سريال‌هاي شبكه 3 توسط هنرپيشگان خوانده مي‌شد و اين عدد در آن به كار رفته بود.

يا همچنين دكور و لوگوي يكي از برنامه‌هاي شبانه شبكه 3 كه متناسب با يك نشانه شيطاني بود. اين علائم در برنامه‌هاي خارجي كودك و نوجوان نيز مورد استفاده قرار گرفته‌اند مانند علامت «كرانادو» يا دست شيطان در كارتون مرد عنكبوتي، البته پيش از برنامه‌هاي داخلي، فيلم‌هاي خارجي پخش شده داراي مشكل بوده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به فيلم ارباب حلقه‌ها و هري پاتر و برنامه سينما ماوراء با فيلم‌هايي مانند كنستانتين و كودك را دعا كن و... اشاره كرد.

اينترنت

اينترنت به خاطر آن كه رسانه‌اي با قابليت فعاليت‌هاي زيرزميني است و رديابي و شناسايي كاربران در آن عملا غيرممكن است به يكي از رسانه‌هاي اصلي شيطان‌گرايان تبديل شده و بيشتر گروه‌هاي شيطاني براي تبليغات و بحث و گفتگو از آن استفاده مي‌كنند.

گروه‌هاي شيطان‌پرست در داخل كشور، وبلاگ‌ها و سايت‌هاي مختلفي را راه‌‌اندازي كرده‌اند كه از طريق آن به تبادل اطلاعات مي‌پردازند.

عموم گروه‌‌هاي بلك‌متال از طريق اينترنت به تبليغ گروه خود مي‌پردازند، يا موسيقي خود را از اين طريق در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌دهند. همچنين همه برنامه‌ها يا ميتينگ‌ها از طريق اينترنت تنظيم مي‌شوند.

ارتباط با كليساهاي شيطاني يا شيطان‌پرستان خارجي يا ساير گروه‌هاي متال ديگر نيز از همين طريق صورت مي‌‌پذيرد.

لباس و زيورآلات

لباس‌هاي گروه‌هاي متال يا گروه‌‌هاي شيطاني داراي لوگوي گروه‌هاي موسيقي متال يا نشانه‌هاي معروف فرقه‌هاي شيطاني مانند پنتاگرام، صليب برعكس، 666 و... مي‌باشد.

اين لباس‌ها از خارج از كشور، مثلا از دبي يا تركيه وارد ايران شده و توسط تعداد خاصي فروشنده لباس كه كار اصلي آنها فروش اين لباس‌ها مي‌باشد، به فروش مي‌رسد.

فروش اين لباس‌ها با توجه به اين كه محدوديت‌هاي زيادي براي دسترسي به آنها در داخل وجود دارد، براي فروشندگان سودآور مي‌باشد. لباس‌ گروه‌‌هاي شيطاني معمولا به رنگ سياه بوده و به صورت تي‌شرت و شلوار تنگ و چسبان مي‌باشد.

كفش پسران به صورت پوتين و دختران به صورت چكمه‌هاي چرمي با ساق‌هاي بلند است. كفش‌هاي غيرپوتين نيز به صورت يك لنگه قفل و يك لنگه كليد نيز است.

در بين آرايش‌ها معمولا آرايش و ميكاپ به شكل تيپ جنس مخالف ديده مي‌شود، مثلا در مورد مو، پسران مانند دختران و دختران مانند پسران آرايش مي‌كنند.

زيورآلات

زيورآلات مورد استفاده جوانان علاقه‌مند به صورت انگشتر تك‌بند يا تمام بند، انگشترهاي اسكلتي، گردنبند، لب‌گير، دستبند يا مچ‌بندهاي چرمي، دستبندهاي تيغ‌دار، لنزهاي چشمي شيطاني، گوشواره و... است.

اين انگشترها معمولا داراي جنس نقره و به شكل علائم شيطاني يا علائم و لوگوي گروه‌هاي شيطاني و يا علائم اسكلتي و وحشتناك مي‌باشد كه معمولا به شكل الهه‌هاي شيطاني هستند.

اين زيورآلات عمدتا توسط فروشندگان اجناس نقره در كشور به فروش مي‌رسند و معمولا مغازه‌هاي خاصي اقدام به فروش آنها مي‌كنند.

لازم به ذكر است كه بيشتر فروشندگان با آگاهي قبلي اقدام به فروش اين لباس‌ها يا علائم مي‌كنند و تنها عده كمي از آن آگاهي ندارند، چرا كه به مرور زمان فروشندگان در تماس با خريداران، آنها و گرايشاتشان را خواهند شناخت.

عده‌اي از اين فروشندگان گاه حتي از مشتريان خود سفارش ساخت علائم خاص يا خريد لباس با فرم‌هاي خاص را نيز دريافت مي‌كنند. البته تعدادي مغازه خياطي نيز وجود دارند كه با دستگا‌‌ه‌هاي كامپيوتري خود علائم و نشانه‌ها يا كلمات و لوگوهاي خاص را روي لباس مشتريان مي‌دوزند.

آرايشگاه‌ها

در خارج از ايران و در كشورهاي غربي، كلوپ‌‌هاي خاصي هستند كه اقدام به ميكاپ و آرايش‌هاي شيطاني مي‌كنند. گاه اين آرايش‌ها ساعت‌ها طول مي‌كشد. كارشناسان در بررسي اين تيپ‌ها و مدل‌ها به آنها زيبايي‌شناسي شيطاني مي‌گويند كه منظور آرايش به صورت هر چه زشت‌تر شدن مي‌باشد.

در ايران در حال حاضر تعدادي آرايشگاه‌هاي زيرزميني در اين زمينه فعال هستند. مدل موي شيطاني در ايران فعلا به صورت موي خيلي بلند يا بدون مو (طاس)‌ است. عده‌اي از جوانان علائم شيطاني را روي سر خود به صورت منفي و مثبت درمي‌آورند. در تيپ‌هاي شيطاني مدل مو، لباس، كفش و زيورآلات حتما بايد با هم هماهنگ باشند، مثلا در مورد لباس، اگر لباس به جاي تنگ بودن گشاد باشد از تيپ متال وارد تيپ رپ مي‌شويم.

در حال حاضر عده قابل توجهي از جوانان از مدل‌هاي شيطاني مانند موهاك، قارچي، طاووسي و... استفاده مي‌كنند ولي چنانچه آنها از نظر لباس نيز تيپ‌هاي شيطاني نداشته باشند، نمي‌شود به آنها شيطان‌پرست اطلاق كرد، چرا كه در حال حاضر عده‌اي از جوانان كه ممكن است اصلا گرايشات شيطاني نداشته باشند از اين مدل موها جهت جلب توجه و... استفاده مي‌كنند .

محصولات صوتي و تصويري شيطاني

همان‌طور كه قبلا هم به آن اشاره شد آنچه بيش از همه يك شيطان‌پرست يا متال‌باز را در بين همگروهان خود قدرتمند مي‌سازد، ميزان آرشيو سي‌دها يا دي‌وي‌دي‌هاي صوتي و تصويري اوست. معمولا متال‌بازها خساست بسياري در دادن مجموعه‌هاي موسيقيايي يا مستندات شيطاني خود به يكديگر دارند، مخصوصا اگر آن كليپ يا برنامه، كمياب نيز باشد. اين محصولات يا از طريق ماهواره، يا از طريق كشورهاي همسايه، يا از طريق دانلودهاي اينترنتي به دست علاقه‌مندان مي‌رسد.

تعد‌ادي از اين سي‌دي‌ها به صورت آزاد در فروشگاه‌هاي سطح كشور به فروش مي‌رسند و تعدادي از آنها كه داراي جنبه‌هاي منفي‌تري هستند، به صورت دست به دست يا از طريق فروشندگان خانگي به فروش مي‌رسند.

در بين اين محصولات معمولا سي‌دي‌هايي از تصاوير مستند جنايات ديكتاتورهاي بزرگي مانند هيتلر يا صدام حسين نيز به چشم مي‌خورد يا در اين فيلم‌ها تصاوير چندش‌آور قربانيان حوادث و سانحه‌‌هاي مرگباري كه خشونت در آنها موج مي‌زند مانند صحنه‌هايي از كشتار و شكنجه‌ها يا اعدام‌هاي جنگي، يا تجاوزهاي خشن، آزار حيوانات و... به وفور يافت مي‌شود.

هاليوود و شيطان‌پرستي

در تاريخ سينما فيلم‌هاي متعددي در مورد شيطان‌پرستي، گروه‌هاي ضدزن، خون‌آشام‌ها، مرده‌خوارها و... ساخته شده است. براي بعضي هميشه اين معما بوده است كه آيا اول چنين گروه‌هاي شيطاني وجود داشته‌اند و بعد از روي آنها فيلم ساخته شده است يا اول چنين فيلم‌هايي ساخته شده است و بعدا چنين گروه‌هايي به وجود آمده‌اند. از فيلم‌هاي مطرح كار شده در گذشته مي‌توان به دروازه نهم، بچه رزماري و دراكولاي برام استوكرز يا از مدل‌هاي قديمي‌تر آن به نمايشنامه‌هاي فاوست، دكتر فاستوس و... اشاره كرد.

در حال حاضر در هاليوود فيلم‌هاي شيطاني متعددي ساخته مي‌شوند كه موضوع عمده آنها سكس و خشونت است. در اين فيلم‌، شكنجه، تجاوز، سنگدلي و بي‌رحمي موج مي‌زند. در كنار آن فيلم‌هايي با موضوع مرده‌خواري، خونخواري و... ساخته مي‌شوند كه مخاطب اصلي آنها علاقه‌مندان به موسيقي متال و گروه‌هاي شيطاني هستند.

براي مثال مي‌توان به فيلم هشت ميليمتري فيلم‌هاي اره اشاره كرد كه موضوع اصلي آنها خشونت و تجاوز است. ادامه ساخت اين فيلم‌ها گاه به شماره‌هاي 4 و 5 مي‌رسند. براي مثال به طالع نحس 3 يا اره 5 مي‌توان اشاره كرد.

آنتوان لاوي قبلا در فيلم بچه رزماري بازي كرده بوده و در دهه اخير نيز فيلم مستندي با عنوان شيطان سخن مي‌گويد از او ساخته شده است.

در حال حاضر بسياري از گروه‌هاي شيطاني درباره گروه خود فيلم سينمايي ساخته‌اند و بسياري از كارگردانان با امكانات زياد در خدمت آنها براي ساخت كليپ‌هاي پرخرج شيطاني هستند. گاه ساخت يك كليپ چند دقيقه‌اي با قيمت ساخت يك فيلم سينمايي تمام مي‌شود.

براي مثال مي‌توان به كليپ‌هاي مرلين منسون اشاره كرد كه در نهايت ظرافت‌هاي برنامه‌سازي و كارگرداني ساخته شده‌اند. در حال حاضر بسياري از گروه‌هاي شيطاني، آهنگساز فيلم‌هاي مطرح جهاني هستند. براي نمونه مي‌توان به فيلم ماتريكس يا بزرگراه گمشده اشاره كرد كه آهنگسازي آن توسط مرلين منسون كار شده است.

در حال حاضر موسيقي‌ سكانس‌ها يا فيلم‌هاي ترسناك و دلهره‌آور عموم فيلم‌ها توسط شيطان‌پرستان ساخته مي‌شود. در داخل كشور خودمان ايران هم موسيقي سريال‌هايي با موضوعات شيطاني توسط آهنگسازان موسيقي متال كار مي‌شود و در داخل سريال‌هايي كار شده‌اند كه مانند برنامه‌ها و فيلم‌هاي غربي در ترويج شيطان‌گرايي موثر بوده‌اند.

در اروپا نوعي تفكر از طريق اين فيلم‌ها به مردم تزريق شده است كه ترويج شيطان‌گرايي پرخطر است. آن تفكر به اين صورت است كه شيطان در جهت دخالت در امور روحي و مادي داراي قدرت‌هاي زيادي است. مثلا قادر است در جسمي حلول يا تناسخ داشته باشد يا اين كه مي‌تواند اجسام را به حركت درآورده و در زندگي عادي مردم دخالت كند. طبق احكام اسلامي شيطان فقط توانايي وسوسه كردن انسان را دارد و بس.

اما در  برخي فيلمها كه در چند سال گذشته  پخش شده‌اند به نوعي اين تفكر غلط را به مخاطب القاء كرده‌اند كه شيطان قادر به دخالت يا تغيير در امور مادي است.

در فيلم‌هاي غربي اين نگرش كه تا حدودي با تفكر مسيحي نيز همخواني دارد به تماشاگر القاء مي‌شود و اين خود زمينه‌ساز گرايش به شيطان جهت در امان بودن از او يا كسب قدرت از او است.

از نمونه فيلم‌هاي غربي در اين زمينه مي‌توان به فيلم «كنستانتين» يا فيلم «جن‌‌گير» اشاره كرد كه هر دو از تلويزيون يا آنونس‌هاي متعدد پخش شده‌اند.

پراكندگي جغرافيايي گروه‌هاي شيطاني

علاقه‌مندان به موسيقي بلك متال يا گروه‌هاي شيطان‌پرست عموما در مناطق يا استان‌هايي از كشور بيشتر از جاهاي ديگر تمركز جمعيتي دارند، حتي اين مساله درباره پاتوق ها نيز صادق است.

اين گروه‌ها در بين ارامنه و مسيحيان در قياس با اديان ديگر در ايران از جمعيت قابل توجهي برخوردار هستند.

در اين مناطق گروه‌هاي ضدمسيحي كه خود را با نام آنتي كريست معرفي مي‌كنند، ديده مي‌شوند. اين گروه‌ها در مناطقي كه سكونت دارند بر جوانان ديگر تاثير‌گذار هستند. به شكلي كه در مجاورت آنها عده‌اي از جوانان اديان ديگر نيز خود را آنتي‌كريست يا ضد مسيح معرفي كرده و با آنها همفكر مي‌شوند.

در داخل كشور و حتي در دنيا مي‌توان گفت كه گروه‌هاي ضدزرتشتي يا ضد يهودي وجود ندارند. البته در دنيا گروه‌هاي ضداسلامي نيز وجود دارند كه نسبت به گروه‌هاي ضدمسيحي بسيار كم تعداد هستند.

هدف از بيان اين مطلب اين است كه شيطان‌پرستان و كلا ساير گروه‌هاي منحرف در كشور داراي پاتوق‌هاي خاص و ويژه‌اي هستند كه اين نكته خود بيانگر انتقالي بودن گرايش به اين جريانات است، به شكلي كه جوانان آن را با همنشيني و مجاورت با دوستان و همسالان خود به يكديگر انتقال مي‌دهند و معمولا در بين اين جوانان گرايش ذاتي يا استعدادي براي جذب به اين گروه‌ها وجود ندارد.

اقدامات و مراسم گروه‌هاي شيطان‌پرست در داخل كشور

در بين اين گروه‌ها رفتارهاي عمومي مختلفي شايع هستند، بعضي از اين رفتارها حالت فردي، بعضي حالت جمعي و بعضي از آنها مشخص نيستند كه به صورت فردي يا جمعي انجام مي‌شوند.

عموم رفتارها در ابتدا از جديتي برخوردار نبوده و به خاطر جلب توجه صورت مي‌گيرند ولي در ادامه با استمرار و تكرار، حالتي جدي به خود مي‌گيرند و خطرناك مي‌شوند.

بعضي از رفتارها در علاقه‌مندان در حالت باور و اعتقاد وجود داشته و كمتر عملي مي‌شوند و معمولا در حالت شايعه قرار دارند و حتي ما نمي‌‌دانيم كه آيا اين رفتار توسط آنها به انجام رسيده يا نه و اگر انجام شده چند بار بوده و چقدر شيوع داشته است.

چيزي كه مسلم است اين است كه اين رفتارها در بيشتر اين جوانان مشترك است و همه از اين رفتارها صحبت به ميان مي‌آورند. معمولا شايعات مشترك هستند و عده زيادي ادعا دارند كه اين رفتارها را از خود بروز داده‌اند يا از ديگران ديده‌اند.

به طور كلي اقدامات و رفتارهاي زير در بين شيطان‌‌گرايان عموميت دارد:

1 - بي‌اعتقادي به خدا، دين، آخرت، پيامبران و ...

2 - اهانت به كتب مقدس و مخصوصا كتاب انجيل كه معمولا آن را يا پاره مي‌كنند يا مي‌سوزانند و ...

3 - اهانت به علامت‌ها يا اشياء يا اماكن مقدسه، مثلا برعكس كردن صليب حضرت مسيح يا اهانت به قبله‌گاه مسلمين يا نوشتن جملاتي روي كليساها و...

4 - اغفال دختران با اقدام به آزار و  و اذيت و رابطه جنسي همراه با خشونت با آنها به خاطر عقايد ضد زني و ابرمردي.

عده زيادي از اين گروه‌ها با خشم زياد اعلام مي‌كنند كه از زن‌ها متنفرند و هيچ رابطه‌اي با آنها بجز خشونت يا تجاوز نمي‌توانند داشته باشند. عده‌اي از آنها معتقد هستند كه زنان موجوداتي پست و ضعيف هستند كه فقط جهت ارضاي غرايز مردان آفريده شده‌اند و نبايد بيش از اين به آنها بها داد.

در موسيقي بلك متال گروه‌هاي زيادي وجود دارند كه بر ضد زنان شعر مي‌سرايند يا آهنگ يا كليپ مي‌سازند. در اين كليپ‌ها به وحشيانه‌ترين شكل ممكن به زنان توهين شده و آنان را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهند.

به خاطر همين تفكرات در اين موسيقي است كه در غرب هرجا دختر يا زني مفقود مي‌شود يا مورد تجاوز يا قتل قرار مي‌گيرد ابتدا شيطان‌پرستان و متال‌بازها را مقصر مي‌دانند.

در غرب شايع است كه شيطان‌پرستان جهت انجام مراسم خود بايد دختران باكره يا زنان را قرباني كرده يا در راه شيطان به آنها تجاوز كرده، آنها را باردار سازند.

جالب آنجاست كه بعضي از خوانندگاني كه در كليپ‌هاي خود به آزار و اذيت زنان مي‌پردازند خود در انگشتشان حلقه ازدواج دارند يا در پشت صحنه كارهايشان مي‌بينيم كه نامزد يا همسر دارند.

عده‌اي از شيطان‌پرستان از اين‌كه مردم مسائلي مانند قتل و جنايت‌هاي خشن و وحشتناك را به آنها نسبت مي‌دهند ناراحت هستند و آنها را شايعه مي‌دانند ولي عده‌اي از آنها، آن را پذيرفته‌ و اعتراف و اقرار به انجام چنين كارهايي مي‌كنند.

بعضي از اين قتل‌ها و جنايات فقط متوجه زنان و كودكان نيستند. بلكه در بين اقشار ديگر جامعه نيز ديده مي‌شوند. براي مثال به نمونه‌هايي از آنها كه توسط يك مستند به نام‌ «زنگ‌هاي دوزخ» گزارش شده‌اند، توجه كنيد.

تامي سالي‌وان در سال 1988 در نيوجرسي در حالي كه فقط 16 سال داشت به طرز وحشتناكي مادر خود را با چاقوي پيش‌آهنگي‌اش ميكشد. او دو دست مادرش را قطع  و صورتش را از جمجمه جدا كرده، پس از اين كار به طرز وحشيانه‌اي رگ و دست خودش را مي‌برد، به شكلي كه دستش از بدن جدا مي‌شوند.

طبق گزارش‌هاي پليس او به موسيقي متال و جادوگري علاقه‌مند بوده است.

در 12 آوريل 1985 يك پسر 14 ساله طرفدار گروه آيرن ميدن سه نفر را كشت. او علامت 666 را بر سينه خود خالكوبي كرده بود.

يا مثلا شخصي به نام ريچارد رامسيس جنايتكار بدنام كاليفرنيايي كه عده زيادي را با كارد به قتل رسانده و تحت تاثير گروهي به نامAC/DC  بوده است. او علامت پنتاگرام كه يك نشانه شيطاني است روي بدن قربانيان يا ديوار خانه آنها مي‌كشيده است.

نمونه ديگر، موردي است كه در فيلم مستند مايكل مور «بولينگ براي كلمباين» شاهد تصاويري از آن بوده‌ايم. در اين فيلم دو جوان دبيرستاني كه 16 و 17 ساله به نظر مي‌رسند از كمپاني‌هاي اسلحه‌سازي آمريكا چند عدد اسلحه سنگين مسلسل، نارنجك و ... خريداري مي‌كنند و روز بعد در مدرسه با اين سلاح‌ها 12 تن از همكلاسي‌هاي خود را به قتل رسانده و عده زيادي را نيز مجروح مي‌سازند. بعد از اين جنايت، اقدام به خودكشي مي‌كنند.

كن‌ود خبرنگار، محقق و گزارشگر برنامه تلويزيوني در مستند زنگ‌هاي دوزخ چنين مي‌گويد:

«چرا ما ميلياردها دلار صرف تبليغات مي‌كنيم، چون مردم به تبليغات پاسخ مي‌دهند. اين موسيقي هم نوعي تبليغاته و من بچه‌هايي را ديدم كه به اين تبليغات پاسخ دادند، من آنها را روي سكوي سردخانه ديده‌ام.»

در ايران ما نمي‌دانيم كه چه تعدادي از قتل‌هاي وحشيانه و مرموز كه به صورت كشف‌نشده باقي مانده‌اند به دست شيطان‌پرستان صورت گرفته يا مي‌گيرند. البته عموما تصور مي‌شود كه آنها فقط ادعاي انجام چنين كارهايي را دارند و هرگز توانايي انجام آن را ندارند.

5-كشتن و آزار حيواناتي مانند سگ، گوسفند و گربه به صورت دار زدن، سر بريدن، سوزاندن و ...

اين مساله به كرات در بين جوانان شيطان‌گرا اتفاق افتاده و خود به آن اقرار كرده‌اند. اين  اتفاق در بسياري از كليپ‌ها و حتي لايوهاي زنده متال رخ داده است مانند منفجر كردن يك حيوان با ديناميت يا له كردن جوجه‌ها با كفش‌هاي آهنين و...

6- برگزاري مراسم خودزني و بعد از آن خوردن خون خود يا ديگري خودزني

 بين جوانان علاقه‌مند به موسيقي متال از رواج بالايي برخوردار است. اين خودزني‌ها به شكل‌هاي مختلف در بين پسران و دختران ديده مي‌شود. خودزني در گذشته يكي از مراسم خاص شيطان‌پرستي بوده است كه با آن شيطان‌پرستان سعي كرده‌اند توجه شيطان را به خود  جلب كنند.

خوانندگان و گروه‌هاي زيادي در موسيقي وجود دارند كه اقدام به خودزني مي‌كنند. ستارگان موسيقي متال مانند «سيدو شيز» يا «آليس كوپر» ستاره هوي‌متال‌راك مرتكب آن شده‌اند يا حتي ايگي پاپ يكي از خوانندگان پانك كه شيشه شكسته آبجو را روي صحنه روي پوست سينه‌اش مي‌كشد. اين خودزني‌ها گاه به حالت خودكشي نيز نزديك مي‌شود. حتي شايعاتي در مورد بعضي از گروه‌هايي كه اقدام به قطع اندام بدن خود كرده‌اند شنيده مي‌شود و حتي عكس‌هايي در اينترنت درباره آنها وجود دارد.

خونخواري نيز در بين علاقه‌مندان رواج دارد ولي به نسبت كمتر از خودزني‌هاست. خونخواري در بين علاقه‌مندان شيطانپرستي در ايران يا در بين خوانندگان درخارج اصلا شايعه نبوده و واقعيت دارد.

خونخواري يكي از مراسم خاص شيطان‌پرستان است كه در آن خود خون يا خون را همراه با شراب مي‌نوشند. اين مراسم را شيطان‌پرستان به خاطر تمسخر مراسم شام آخر حضرت مسيح انجام مي‌دهند كه ايشان (مسيح)‌ به قول مسيحيان در آن مراسم فرموده‌اند: از اين شراب بنوشيد كه همانا خون مناست. البته لازم به ذكر است كه خودزني در بين بعضي جوانان درغير از گروه‌هاي شيطان پرست نيز رواج دارد. خودزني در بين بيماران رواني، زندانيان يا جواناني كه مي‌خواهند شجاعت و جسارت خود رابه بقيه نشان دهند هم ديده ميشود.

گاهي اوقات خودزني در بين علاقه‌مندان متال بعد از مصرف مشروبات الكلي يامصرف مواد مخدر يا مواد روان‌گردان اتفاق مي‌افتد كه عده‌اي از آنها اين عمل را بعد از مصرف، مرسوم قلمداد مي‌كنند. عده‌اي از جوانان علاقه‌مند به موسيقي متال علت خودزني را جداي از جلب توجه، به افسردگي و مشكلات روحي نيز نسبت ميدهند.

مصرف مواد مخدر

در موسيقي متال كه در آن عموما به مسائل ماوراءالطبيعه پرداخته مي‌شود هيچ چيز به اندازه مواد مخدر رواج ندارد. البته يكي از توجيهات آنها براي مصرف مواد، نيرو گرفتن از مواد براي خلق آهنگ يا سرودن اشعار ماورايي است.

مصرف مواد در بين علاقه‌مندان از همان ابتداي ورود موسيقي شروع مي‌شود و عده كمي از جوانان هستند كه علي‌رغم ورود به اين موسيقي درگير اعتياد نشده‌اند.

بسياري از ستارگان راك، جان خود را بر سر مصرف مواد از دست داده‌اند، عده‌اي از آنها كه از بزرگ‌ترين خوانندگان يا نوازندگان موسيقي راك هستند بر اثر مصرف زياد فوت كرده‌اند. افرادي همچون جيميه ندرميكس، جيمي شاپلينف، كيت مون، جام بانا، باب مارلي و ...

كارشناسان معتقد هستند كه يكي از دلايل شيوع مصرف مواد مخدر در بين خوانندگان راك و متال اين است كه چون پخش‌كنندگان مواد مخدر در دنيا هيچ رسانه‌اي براي تبليغ مواد خود ندارند اين مواد را به صورت رايگان و به مقدار بسيار در اختيار خوانندگان و نوازندگان متال قرار مي‌دهند تا آنها با مصرف آن، آن را بين جوانان رواج دهند.

عموما تماشاگران براي نشان دادن محبت خود به خواننده در هنگام اجرا يا بعد از آن به او مواد مخدر هديه مي‌دهند تا به اين صورت علاقه خود را به او نشان دهند.

در حال حاضر جوانان در ايران در كنار مصرف مواد مخدر گياهي، از داروها و مواد مخدر شيميايي خاصي مصرف مي‌كنند.

براي نمونه آنها داروهاي خواب‌آور يا آرام‌بخشي مانند ترامادول، ديازپام، كلرازپام، اگزوزپام،  بي‌پري مي‌دين يا... را به تعداد بالا گاه به اندازه يك برگ قرص مصرف مي‌كنند و به نشئگي‌هاي 24 ساعته يا چند روزه مي‌روند. داروخانه‌ها عموما بايد با نسخه پزشك اين داروها را در اختيار آنها قرار بدهند ولي متاسفانه اين طور نبوده و آنها به صورت آزاد اين داروها را به مشتريان مي‌فروشند. مصرف اين داروها آن هم با تعداد بالا در حد يك برگ يا 2 برگ آثار ويران‌كننده‌اي بر تن يا جسم آدمي دارند.

تخريب اموال عمومي

علاقه‌مندان به اين موسيقي‌ها به خاطر افكار و عقايد آنارشيستي گاه اقدام به تخريب و غارت اموال عمومي از جمله باجه‌هاي تلفن، عابر بانك‌ها و... مي‌كنند.

كلام آخر

حاصل كلام اين كه تلاش سپاهيان شيطان در امر تهاجم فرهنگي، تلاش دوباره و چند باره آنها پس از شكست‌هاي نظامي و اقتصادي است.

قدرت‌هاي مستكبر دنياي زر و زور در طول تاريخ بشريت راه‌هاي بسياري را براي از بين بردن قدرت معنويت و دين امتحان كردند تا بتوانند دنياي مطلوب خود را بسازند، دنيايي بدون دين و تهي از اعتقادات تا اهداف سياسي و اقتصادي آنها بيش از پيش تامين شود. آنجا كه انواع بمب‌هاي شيميايي و تحريم‌هاي اقتصادي و ترورهاي فردي و جمعي نمي‌تواند وحدت ملي و اسلامي جوانان ايراني را درهم شكند، شايد ايجاد گروه‌هاي تخديري بتواند آنها را پراكنده كند و جامعه اسلامي را به ورطه فنا و نابودي بكشاند. بدون شك حفاظت و حراست مسوولان از مرزهاي فرهنگي باز هم مثل گذشته خواب شيرين سلطه مستكبرين را آشفته خواهد كرد.

اسماعيل حاجي حيدري

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 17:51  توسط جلال طاهری |